مثنوی · مولوی
بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاه زادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیک تر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیک تر شدن محمودست الی آخره
1
این بگفتند و روان گشتند زود
هر چه بود ای یار من آن لحظه بود
2
صبر بگزیدند و صدیقین شدند
بعد از آن سوی بلاد چین شدند
3
والدین و ملک را بگذاشتند
راه معشوق نهان بر داشتند
4
هم چو ابراهیم ادهم از سریر
عشقشان بی پا و سر کرد و فقیر
5
یا چو ابراهیم مرسل سرخوشی
خویش را افکند اندر آتشی
6
یا چو اسمعیل صبار مجید
پیش عشق و خنجرش حلقی کشید