سایر · نظامی
بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ
1
دگر ره گفت بعد از زندگانی
بیاد آرم حدیث این جهانی
2
جوابش داد پیر دانش آموز
که ای روشن چراغ عالم افروز
3
تو آن نوری که پیش از صحبت خاک
ولایت داشتی بر بام افلاک
4
ز تو گر باز پرسند آن نشانها
نیاری هیچ حرفی یاد از آنها
5
چو روزی بگذری زین محنت آباد
از آن ترسم کز این هم ناوری یاد
6
کسی کو یاد نارد قصه دوش
تواند کردن امشب را فراموش