سایر · نظامی
بخش ۲۱ - گفتار والیس
1
چنین راند والیس دانا سخن
که نوباد شه در جهان کهن
2
به تعلیم دانش تنومند باد
به دانش پژوهی برومند باد
3
چو فرمود سالار گردنکشان
که هر کس دهد زانچه دارد نشان
4
چنین گشت بر من به دانش درست
که جز آب جوهر نبود از نخست
5
ز جنبش نمودن به جائی رسید
کزو آتشی در تخلخل دمید
6
چو آتش برون راند برق از بخار
هوائی فرو ماند از او آبدار
7
تکاشف گرفت آب از آهستگی
زمین سازور گشت از آن بستگی
8
چو هر جوهر خاص جایی گرفت
جهان از طبیعت نوائی گرفت
9
ز لطفی که سر جوش آنجمله بود
گره بست گردون و جنبش نمود
10
نیوشاگر این را نخواهد شنید
کز آبی چنین پیکر آمد پدید
11
نمودار نطفه بر راستان
دلیلی است قطعی بر این داستان