کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۴ - امشب سبکتر می زنند این طبل بی هنگام را...

1

امشب سبکتر می زنند این طبل بی هنگام را

یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

2

یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد

ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را

3

هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل

کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را

4

گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می دهی

جز سر نمی دانم نهادن عذر این اقدام را

5

چون بخت نیک انجام را با ما به کلی صلح شد

بگذار تا جان می دهد بدگوی بدفرجام را

6

سعدی علم شد در جهان صوفی و عامی گو بدان

ما بت پرستی می کنیم آن گه چنین اصنام را

متن شعر کپی شد.