کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۶ - تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا...

1

تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

2

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

3

شربتی تلختر از زهر فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

4

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

5

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

6

سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید

بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

متن شعر کپی شد.