کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۰ - هر که خصم اندر او کمند انداخت...

1

هر که خصم اندر او کمند انداخت

به مراد ویش بباید ساخت

2

هر که عاشق نبود مرد نشد

نقره فایق نگشت تا نگداخت

3

هیچ مصلح به کوی عشق نرفت

که نه دنیا و آخرت درباخت

4

آن چنانش به ذکر مشغولم

که ندانم به خویشتن پرداخت

5

همچنان شکر عشق می گویم

که گرم دل بسوخت جان بنواخت

6

سعدیا خوشتر از حدیث تو نیست

تحفه روزگار اهل شناخت

7

آفرین بر زبان شیرینت

کاین همه شور در جهان انداخت

متن شعر کپی شد.