کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۷ - مپندار از لب شیرین عبارت...

1

مپندار از لب شیرین عبارت

که کامی حاصل آید بی مرارت

2

فراق افتد میان دوستداران

زیان و سود باشد در تجارت

3

یکی را چون ببینی کشته دوست

به دیگر دوستانش ده بشارت

4

ندانم هیچ کس در عهد حسنت

که بادل باشد الا بی بصارت

5

مرا آن گوشه چشم دلاویز

به کشتن می کند گویی اشارت

6

گر آن حلوا به دست صوفی افتد

خداترسی نباشد روز غارت

7

عجب دارم درون عاشقان را

که پیراهن نمی سوزد حرارت

8

جمال دوست چندان سایه انداخت

که سعدی ناپدیدست از حقارت

متن شعر کپی شد.