کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۷۱ - دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست...

1

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست

2

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست

3

دگر بخفته نمی بایدم شراب و سماع

که نیک نامی در دین عاشقان ننگست

4

چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم

مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست

5

به یادگار کسی دامن نسیم صبا

گرفته ایم و دریغا که باد در چنگست

6

به خشم رفته ما را که می برد پیغام

بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست

7

بکش چنان که توانی که بی مشاهده ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگست

8

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست

متن شعر کپی شد.