کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۷۳ - دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست...

1

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست

هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصلست

2

یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دلست

بامدادان روی او دیدن صباح مقبلست

3

آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان

چون ملک محبوس در زندان چاه بابلست

4

پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی

باز می گویم که هر دعوی که کردم باطلست

5

زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتلست

چون ز دست دوست می گیری شفای عاجلست

6

من قدم بیرون نمی یارم نهاد از کوی دوست

دوستان معذور داریدم که پایم در گلست

7

باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان

ترک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقلست

8

آن که می گوید نظر در صورت خوبان خطاست

او همین صورت همی بیند ز معنی غافلست

9

ساربان آهسته ران کآرام جان در محملست

چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست

10

گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جان شیرین منزلست

11

سعدی آسانست با هر کس گرفتن دوستی

لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکلست

متن شعر کپی شد.