کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۷۷ - بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست...

1

بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست

ای مجلسیان راه خرابات کدامست

2

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست

3

برخیز که در سایه سروی بنشینیم

کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست

4

دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست

وان خال بناگوش مگر دانه دامست

5

با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت

گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست

6

با محتسب شهر بگویید که زنهار

در مجلس ما سنگ مینداز که جامست

7

غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت

تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست

8

دردا که بپختیم در این سوز نهانی

وان را خبر از آتش ما نیست که خامست

9

سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان

چون در نظر دوست نشینی همه کامست

متن شعر کپی شد.