کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۸۱ - چه رویست آن که پیش کاروانست...

1

چه رویست آن که پیش کاروانست

مگر شمعی به دست ساروانست

2

سلیمانست گویی در عماری

که بر باد صبا تختش روانست

3

جمال ماه پیکر بر بلندی

بدان ماند که ماه آسمانست

4

بهشتی صورتی در جوف محمل

چو برجی کآفتابش در میانست

5

خداوندان عقل این طرفه بینند

که خورشیدی به زیر سایبانست

6

چو نیلوفر در آب و مهر در میغ

پری رخ در نقاب پرنیانست

7

ز روی کار من برقع برانداخت

به یک بار آن که در برقع نهانست

8

شتر پیشی گرفت از من به رفتار

که بر من بیش از او بار گرانست

9

زهی اندک وفای سست پیمان

که آن سنگین دل نامهربانست

10

تو را گر دوستی با ما همین بود

وفای ما و عهد ما همانست

11

بدار ای ساربان آخر زمانی

که عهد وصل را آخرزمانست

12

وفا کردیم و با ما غدر کردند

بر سعدی که این پاداش آنست

13

ندانستی که در پایان پیری

نه وقت پنجه کردن با جوانست

متن شعر کپی شد.