کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۸۲ - هزار سختی اگر بر من آید آسانست...

1

هزار سختی اگر بر من آید آسانست

که دوستی و ارادت هزار چندانست

2

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گلست و ریحانست

3

اگر تو جور کنی جور نیست تربیتست

و گر تو داغ نهی داغ نیست درمانست

4

نه آبروی که گر خون دل بخواهی ریخت

مخالفت نکنم آن کنم که فرمانست

5

ز عقل من عجب آید صواب گویان را

که دل به دست تو دادن خلاف در جانست

6

من از کنار تو دور افتاده ام نه عجب

گرم قرار نباشد که داغ هجرانست

7

عجب در آن سر زلف معنبر مفتول

که در کنار تو خسبد چرا پریشانست

8

جماعتی که ندانند حظ روحانی

تفاوتی که میان دواب و انسانست

9

گمان برند که در باغ عشق سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستانست

10

مرا هرآینه خاموش بودن اولیتر

که جهل پیش خردمند عذر نادانست

11

و ما ابری نفسی و لا ازکیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکانست

متن شعر کپی شد.