کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۹۰ - سرمست درآمد از درم دوست...

1

سرمست درآمد از درم دوست

لب خنده زنان چو غنچه در پوست

2

چون دیدمش آن رخ نگارین

در خود به غلط شدم که این اوست

3

رضوان در خلد باز کردند

کز عطر مشام روح خوش بوست

4

پیش قدمش به سر دویدم

در پای فتادمش که ای دوست

5

یک باره به ترک ما بگفتی

زنهار نگویی این نه نیکوست

6

بر من که دلم چو شمع یکتاست

پیراهن غم چو شمع ده توست

7

چشمش به کرشمه گفت با من

در نرگس مست من چه آهوست

8

گفتم همه نیکوییست لیکن

اینست که بی وفا و بدخوست

9

بشنو نفسی دعای سعدی

گر چه همه عالمت دعاگوست

متن شعر کپی شد.