کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۹۲ - کس به چشمم در نمی آید که گویم مثل اوست...

1

کس به چشمم در نمی آید که گویم مثل اوست

خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست

2

هر که با مستان نشیند ترک مستوری کند

آبروی نیک نامان در خرابات آب جوست

3

جز خداوندان معنی را نغلطاند سماع

اولت مغزی بباید تا برون آیی ز پوست

4

به بنده ام گو تاج خواهی بر سرم نه یا تبر

هر چه پیش عاشقان آید ز معشوقان نکوست

5

عقل باری خسروی می کرد بر ملک وجود

باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست

6

عنبرین چوگان زلفش را گر استقصا کنی

زیر هر مویی دلی بینی که سرگردان چو گوست

7

سعدیا چندان که خواهی گفت وصف روی یار

حسن گل بیش از قیاس بلبل بسیارگوست

متن شعر کپی شد.