کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۱۰ - هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست...

1

هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست

وان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست

2

سروها دیدم در باغ و تامل کردم

قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست

3

ای که مانند تو بلبل به سخندانی نیست

نتوان گفت که طوطی به شکرخایی هست

4

نه تو را از من مسکین نه گل خندان را

خبر از مشغله بلبل سودایی هست

5

راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی

صبر نیکست کسی را که توانایی هست

6

هرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد

دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست

7

خبر از عشق نبودست و نباشد همه عمر

هر که او را خبر از شنعت و رسوایی هست

8

آن نه تنهاست که با یاد تو انسی دارد

تا نگویی که مرا طاقت تنهایی هست

9

همه را دیده به رویت نگرانست ولیک

همه کس را نتوان گفت که بینایی هست

10

گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس

سعدی آن نیست ولیکن چو تو فرمایی هست

متن شعر کپی شد.