کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۱۱ - مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست...

1

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست

2

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

3

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

4

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید

تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست

5

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم

همه دانند که در صحبت گل خاری هست

6

نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس

که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست

7

باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد

آب هر طیب که در کلبه عطاری هست

8

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود

جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست

9

من از این دلق مرقع به درآیم روزی

تا همه خلق بدانند که زناری هست

10

همه را هست همین داغ محبت که مراست

که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست

11

عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند

داستانیست که بر هر سر بازاری هست

متن شعر کپی شد.