کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۲۴ - روز وصلم قرار دیدن نیست...

1

روز وصلم قرار دیدن نیست

شب هجرانم آرمیدن نیست

2

طاقت سر بریدنم باشد

وز حبیبم سر بریدن نیست

3

مطرب از دست من به جان آمد

که مرا طاقت شنیدن نیست

4

دست بیچاره چون به جان نرسد

چاره جز پیرهن دریدن نیست

5

ما خود افتادگان مسکینیم

حاجت دام گستریدن نیست

6

دست در خون عاشقان داری

حاجت تیغ برکشیدن نیست

7

با خداوندگاری افتادم

کش سر بنده پروریدن نیست

8

گفتم ای بوستان روحانی

دیدن میوه چون گزیدن نیست

9

گفت سعدی خیال خیره مبند

سیب سیمین برای چیدن نیست

متن شعر کپی شد.