کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۳۸ - عشق در دل ماند و یار از دست رفت...

1

عشق در دل ماند و یار از دست رفت

دوستان دستی که کار از دست رفت

2

ای عجب گر من رسم در کام دل

کی رسم چون روزگار از دست رفت

3

بخت و رای و زور و زر بودم دریغ

کاندر این غم هر چهار از دست رفت

4

عشق و سودا و هوس در سر بماند

صبر و آرام و قرار از دست رفت

5

گر من از پای اندرآیم گو درآی

بهتر از من صد هزار از دست رفت

6

بیم جان کاین بار خونم می خورد

ور نه این دل چند بار از دست رفت

7

مرکب سودا جهانیدن چه سود

چون زمام اختیار از دست رفت

8

سعدیا با یار عشق آسان بود

عشق باز اکنون که یار از دست رفت

متن شعر کپی شد.