کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۳۹ - دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت...

1

دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت

غمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفت

2

خال مشکین تو از بنده چرا در خط شد

مگر از دود دلم روی تو سودا بگرفت

3

دوش چون مشعله شوق تو بگرفت وجود

سایه ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت

4

به دم سرد سحرگاهی من بازنشست

هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت

5

الغیاث از من دل سوخته ای سنگین دل

در تو نگرفت که خون در دل خارا بگرفت

6

دل شوریده ما عالم اندیشه ماست

عالم از شوق تو در تاب که غوغا بگرفت

7

بربود انده تو صبرم و نیکو بربود

بگرفت انده تو جانم و زیبا بگرفت

8

دل سعدی همه ز ایام بلا پرهیزد

سر زلف تو ندانم به چه یارا بگرفت

متن شعر کپی شد.