کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۴۰ - چشمت چو تیغ غمزه خون خوار برگرفت...

1

چشمت چو تیغ غمزه خون خوار برگرفت

با عقل و هوش خلق به پیکار برگرفت

2

عاشق ز سوز درد تو فریاد درنهاد

مومن ز دست عشق تو زنار برگرفت

3

عشقت بنای عقل به کلی خراب کرد

جورت در امید به یک بار برگرفت

4

شوری ز وصف روی تو در خانگه فتاد

صوفی طریق خانه خمار برگرفت

5

با هر که مشورت کنم از جور آن صنم

گوید ببایدت دل از این کار برگرفت

6

دل برتوانم از سر و جان برگرفت و چشم

نتوانم از مشاهده یار برگرفت

7

سعدی به خفیه خون جگر خورد بارها

این بار پرده از سر اسرار برگرفت

متن شعر کپی شد.