کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۷۸ - کیست آن فتنه که با تیر و کمان می گذرد...

1

کیست آن فتنه که با تیر و کمان می گذرد

وان چه تیرست که در جوشن جان می گذرد

2

آن نه شخصی که جهانیست پر از لطف و کمال

عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد

3

آشکارا نپسندد دگر آن روی چو ماه

گر بداند که چه بر خلق نهان می گذرد

4

آخر ای نادره دور زمان از سر لطف

بر ما آی زمانی که زمان می گذرد

5

صورت روی تو ای ماه دلارای چنانک

صورت حال من از شرح و بیان می گذرد

6

تا دگر باد صبایی به چمن بازآید

عمر می بینم و چون برق یمان می گذرد

7

آتشی در دل سعدی به محبت زده ای

دود آنست که وقتی به زبان می گذرد

متن شعر کپی شد.