کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۷۹ - کیست آن ماه منور که چنین می گذرد...

1

کیست آن ماه منور که چنین می گذرد

تشنه جان می دهد و ماء معین می گذرد

2

سرو اگر نیز تحول کند از جای به جای

نتوان گفت که زیباتر از این می گذرد

3

حور عین می گذرد در نظر سوختگان

یا مه چارده یا لعبت چین می گذرد

4

کام از او کس نگرفتست مگر باد بهار

که بر آن زلف و بناگوش و جبین می گذرد

5

مردم زیر زمین رفتن او پندارند

کآفتابست که بر اوج برین می گذرد

6

پای گو بر سر عاشق نه و بر دیده دوست

حیف باشد که چنین کس به زمین می گذرد

7

هر که در شهر دلی دارد و دینی دارد

گو حذر کن که هلاک دل و دین می گذرد

8

از خیال آمدن و رفتنش اندر دل و چشم

با گمان افتم و گر خود به یقین می گذرد

9

گر کند روی به ما یا نکند حکم او راست

پادشاهیست که بر ملک یمین می گذرد

10

سعدیا گوشه نشینی کن و شاهدبازی

شاهد آنست که بر گوشه نشین می گذرد

متن شعر کپی شد.