کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۴۸ - شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند...

1

شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند

بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند

2

کس نیست که پنهان نظری با تو ندارد

من نیز بر آنم که همه خلق بر آنند

3

اهل نظرانند که چشمی به ارادت

با روی تو دارند و دگر بی بصرانند

4

هر کس غم دین دارد و هر کس غم دنیا

بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند

5

ساقی بده آن کوزه خمخانه به درویش

کان ها که بمردند گل کوزه گرانند

6

چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست

افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند

7

تا رای کجا داری و پروای که داری

کز هر طرفت طایفه ای منتظرانند

8

اینان که به دیدار تو در رقص می آیند

چون می روی اندر طلبت جامه درانند

9

سعدی به جفا ترک محبت نتوان گفت

بر در بنشینم اگر از خانه برانند

متن شعر کپی شد.