کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۳۹ - گردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش...

1

گردن افراشته ام بر فلک از طالع خویش

کاین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش

2

عمرها بوده ام اندر طلبت چاره کنان

سال ها گشته ام از دست تو دستان اندیش

3

پایم امروز فرورفت به گنجینه کام

کامم امروز برآمد به مراد دل خویش

4

چون میسر شدی ای در ز دریا برتر

چون به دست آمدی ای لقمه از حوصله بیش

5

افسر خاقان وان گاه سر خاک آلود

خیمه سلطان وان گاه فضای درویش

6

سعدی ار نوش وصال تو بیابد چه عجب

سال ها خورده ز زنبور سخن های تو نیش

متن شعر کپی شد.