کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۶۰ - شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام...

1

شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام

روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام

2

مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت

شاهد ما برقرار مجلس ما بردوام

3

بلبل باغ سرای صبح نشان می دهد

وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام

4

ما به تو پرداختیم خانه و هرچ اندر اوست

هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام

5

خواهیم آزاد کن خواه قویتر ببند

مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام

6

هر که در آتش نرفت بی خبر از سوز ماست

سوخته داند که چیست پختن سودای خام

7

اولم اندیشه بود تا نشود نام زشت

فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام

8

سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد

مرد ره عشق نیست کش غم ننگست و نام

متن شعر کپی شد.