کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۵۴ - دیگر به کجا می رود این سرو خرامان...

1

دیگر به کجا می رود این سرو خرامان

چندین دل صاحب نظرش دست به دامان

2

مردست که چون شمع سراپای وجودش

می سوزد و آتش نرسیدست به خامان

3

خون می رود از چشم اسیران کمندش

یک بار نپرسد که کیانند و کدامان

4

گو خلق بدانید که من عاشق و مستم

در کوی خرابات نباشد سر و سامان

5

در پای رقیبش چه کنم گر ننهم سر

محتاج ملک بوسه دهد دست غلامان

6

دل می تپد اندر بر سعدی چو کبوتر

زین رفتن و بازآمدن کبک خرامان

7

یا صلح متی یرجع نومی و قراری

انی و علی العاشق هذان حرامان

متن شعر کپی شد.