کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۶۵ - میان باغ حرامست بی تو گردیدن...

1

میان باغ حرامست بی تو گردیدن

که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن

2

و گر به جام برم بی تو دست در مجلس

حرام صرف بود بی تو باده نوشیدن

3

خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقه

به سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن

4

اگر جماعت چین صورت تو بت بینند

شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن

5

کساد نرخ شکر در جهان پدید آید

دهان چو بازگشایی به وقت خندیدن

6

به جای خشک بمانند سروهای چمن

چو قامت تو ببینند در خرامیدن

7

من گدای که باشم که دم زنم ز لبت

سعادتم چه بود خاک پات بوسیدن

8

به عشق مستی و رسواییم خوشست از آنک

نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن

9

نشاط زاهد از انواع طاعتست و ورع

صفای عارف از ابروی نیکوان دیدن

10

عنایت تو چو با جان سعدیست چه باک

چه غم خورد گه حشر از گناه سنجیدن

متن شعر کپی شد.