کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۶۷ - آخر نگهی به سوی ما کن...

1

آخر نگهی به سوی ما کن

دردی به ارادتی دوا کن

2

بسیار خلاف عهد کردی

آخر به غلط یکی وفا کن

3

ما را تو به خاطری همه روز

یک روز تو نیز یاد ما کن

4

این قاعده خلاف بگذار

وین خوی معاندت رها کن

5

برخیز و در سرای دربند

بنشین و قبای بسته وا کن

6

آن را که هلاک می پسندی

روزی دو به خدمت آشنا کن

7

چون انس گرفت و مهر پیوست

بازش به فراق مبتلا کن

8

سعدی چو حریف ناگزیرست

تن درده و چشم در قضا کن

9

شمشیر که می زند سپر باش

دشنام که می دهد دعا کن

10

زیبا نبود شکایت از دوست

زیبا همه روز گو جفا کن

متن شعر کپی شد.