کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۹۰ - ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته ای...

1

ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته ای

حسن تو جلوه می کند وین همه پرده بسته ای

2

خاطر عام برده ای خون خواص خورده ای

ما همه صید کرده ای خود ز کمند جسته ای

3

از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم

هم تو که خسته ای دلم مرهم ریش خسته ای

4

گر به جراحت و الم دل بشکستیم چه غم

می شنوم که دم به دم پیش دل شکسته ای

متن شعر کپی شد.