کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴۹۷ - خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی...

1

خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی

دهان چون غنچه بگشای و چو گلبن در گلستان آی

2

دمادم حوریان از خلد رضوان می فرستند

که ای حوری انسانی دمی در باغ رضوان آی

3

گرت اندیشه می باشد ز بدگویان بی معنی

چو معنی معجری بربند و چون اندیشه پنهان آی

4

دلم گرد لب لعلت سکندروار می گردد

نگویی کآخر ای مسکین فراز آب حیوان آی

5

چو عقرب دشمنان داری و من با تو چو میزانم

برای مصلحت ماها ز عقرب سوی میزان آی

6

جهانی عشقبازانند در عهد سر زلفت

رها کن راه بدعهدی و اندر عهد ایشان آی

7

خوش آمد نیست سعدی را در این زندان جسمانی

اگر تو یک دلی با او چو او در عالم جان آی

متن شعر کپی شد.