کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۲۷ - ای باد که بر خاک در دوست گذشتی...

1

ای باد که بر خاک در دوست گذشتی

پندارمت از روضه بستان بهشتی

2

دور از سببی نیست که شوریده سودا

هر لحظه چو دیوانه دوان بر در و دشتی

3

باری مگرت بر رخ جانان نظر افتاد

سرگشته چو من در همه آفاق بگشتی

4

از کف ندهم دامن معشوقه زیبا

هل تا برود نام من ای یار به زشتی

5

جز یاد تو بر خاطر من نگذرد ای جان

با آن که به یک باره ام از یاد بهشتی

6

با طبع ملولت چه کند دل که نسازد

شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی

7

بسیار گذشتی که نکردی سوی ما چشم

یک دم ننشستم که به خاطر نگذشتی

8

شوخی شکرالفاظ و مهی لاله بناگوش

سروی سمن اندام و بتی حورسرشتی

9

قلاب تو در کس نفکندی که نبردی

شمشیر تو بر کس نکشیدی و نکشتی

10

سیلاب قضا نسترد از دفتر ایام

این ها که تو بر خاطر سعدی بنوشتی

متن شعر کپی شد.