کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۳۶ - مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی...

1

مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی

به زیر پای هجرانش لگدکوب ستم کردی

2

قلم بر بی دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی

جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

3

بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی

سگم خواندی و خشنودم جزاک الله کرم کردی

4

چه لطفست این که فرمودی مگر سبق اللسان بودت

چه حرفست این که آوردی مگر سهوالقلم کردی

5

عنایت با من اولیتر که تادیب جفا دیدم

گل افشان بر سر من کن که خارم در قدم کردی

6

غنیمت دان اگر روزی به شادی دررسی ای دل

پس از چندین تحمل ها که زیر بار غم کردی

7

شب غم های سعدی را مگر هنگام روز آمد

که تاریک و ضعیفش چون چراغ صبحدم کردی

متن شعر کپی شد.