کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۴۱ - مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی...

1

مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی

که روی چون قمر از دوستان بپوشیدی

2

من از جفای زمان بلبلا نخفتم دوش

تو را چه بود که تا صبح می خروشیدی

3

قضا به ناله مظلوم و لابه محروم

دگر نمی شود ای نفس بس که کوشیدی

4

کنون حلاوت پیوند را بدانی قدر

که شربت غم هجران تلخ نوشیدی

5

به مقتضای زمان اقتصار کن سعدی

که آن چه غایت جهد تو بود کوشیدی

متن شعر کپی شد.