کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۵۰ - دیدم امروز بر زمین قمری...

1

دیدم امروز بر زمین قمری

همچو سروی روان به رهگذری

2

گوییا بر من از بهشت خدای

باز کردند بامداد دری

3

من ندیدم به راستی همه عمر

گر تو دیدی به سر بر قمری

4

یا شنیدی که در وجود آمد

آفتابی ز مادر و پدری

5

گفتم از وی نظر بپوشانم

تا نیفتم به دیده در خطری

6

چاره صبرست و احتمال فراق

چون کفایت نمی کند نظری

7

می خرامید و زیر لب می گفت

عاقل از فتنه می کند حذری

8

سعدیا پیش تیر غمزه ما

به ز تقوا ببایدت سپری

متن شعر کپی شد.