کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۹۰ - عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی...

1

عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی

یا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاشکی

2

آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزار

همچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکی

3

نغنویدم زان خیالش را نمی بینم به خواب

دیده گریان من یک شب غنودی کاشکی

4

از چه ننماید به من دیدار خویش آن دلفروز

راضیم راضی چنان روی ار نمودی کاشکی

5

هر زمان گویم ز داغ عشق و تیمار فراق

دل ربود از من نگارم جان ربودی کاشکی

6

ناله های زار من شاید که گر کس نشنود

لابه های زار من یک شب شنودی کاشکی

7

سعدی از جان می خورد سوگند و می گوید به دل

وعده هایش را وفا باری نمودی کاشکی

متن شعر کپی شد.