غزل · سعدی
غزل ۵۹۲ - روی بپوش ای قمر خانگی...
1
روی بپوش ای قمر خانگی
تا نکشد عقل به دیوانگی
2
بلعجبی های خیالت ببست
چشم خردمندی و فرزانگی
3
با تو بباشم به کدام آبروی
یا بگریزم به چه مردانگی
4
با تو برآمیختنم آرزوست
وز همه کس وحشت و بیگانگی
5
پرده برانداز شبی شمع وار
تا همه سوزیم به پروانگی
6
یا ببرد خانه سعدی خیال
یا ببرد دوست به همخانگی