کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۶۰۶ - کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی...

1

کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی

یک نفس از درون من خیمه به در نمی زنی

2

مهرگیاه عهد من تازه ترست هر زمان

ور تو درخت دوستی از بن و بیخ برکنی

3

کس نستاندم به هیچ ار تو برانی از درم

مقبل هر دو عالمم گر تو قبول می کنی

4

چون تو بدیع صورتی بی سبب کدورتی

عهد وفای دوستان حیف بود که بشکنی

5

صبر به طاقت آمد از بار کشیدن غمت

چند مقاومت کند حبه و سنگ صدمنی

6

از همه کس رمیده ام با تو درآرمیده ام

جمع نمی شود دگر هر چه تو می پراکنی

7

ای دل اگر فراق او و آتش اشتیاق او

در تو اثر نمی کند تو نه دلی که آهنی

8

هم به در تو آمدم از تو که خصم و حاکمی

چاره پای بستگان نیست بجز فروتنی

9

سعدی اگر جزع کنی ور نکنی چه فایده

سخت کمان چه غم خورد گر تو ضعیف جوشنی

متن شعر کپی شد.