کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۶۲۴ - روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی...

1

روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی

گفت ار نظری داری ما را به از این بینی

2

خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد

چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی

3

حاجت به نگاریدن نبود رخ زیبا را

تو ماه پری پیکر زیبا و نگارینی

4

بر بستر هجرانت شاید که نپرسندم

کس سوخته خرمن را گوید به چه غمگینی

5

بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت

بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی

6

گر بنده خود خوانی افتیم به سلطانی

ور روی بگردانی رفتیم به مسکینی

7

کس عیب نیارد گفت آن را که تو بپسندی

کس رد نتواند کرد آن را که تو بگزینی

8

عشق لب شیرینت روزی بکشد سعدی

فرهاد چنین کشته ست آن شوخ به شیرینی

متن شعر کپی شد.