مصرع نخست · شماره 23
قبول دردی فتاد در سر ز قرب و بعدم گشود دفتر
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 20
من از توهم چو چشم آهو سیاهیی داشتم رمیدم
# - 21
خیالی از شوق رقص بسمل کشید آیینه در مقابل
# - 22
نه خنجری یافتم نه قاتل نفس به حسرت زدم تپیدم
# - 23
قبول دردی فتاد در سر ز قرب و بعدم گشود دفتر
انتخابشده - 24
نبود کم انتظار محشر قیامتی دیگر آفریدم
# - 25
تخیل هستی ام هوس شد عدم به جمعیتم قفس شد
# - 26
هوا تقاضایی نفس شد سحر نبودم ولی دمیدم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 23 از «غزل شماره ۲۱۱۷ - سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می کشیدم...» است.