مصرع نخست · شماره 2
اگر مملکت را زبان باشدی
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
و بدین دو فتح با نام که بفضل ایزد تعالی و فر دولت قاهره، لازالت ثابته الاوتاد. راسیه الاطواد، تیسیر پذیرفت، نظام کارهای حضرت و ناحیت بقرار معهود و رسم مالوف باز رفت، و برقاعده درست و سنن راست اطراد و استمرار یافت و تمامی مفسدان اطراف دم درکشیدند و سر بخط آوردند، و دلهای خواص و عوام و لکشری و رعیت برطاعت و عبودیت بیارامید، و نفاذ اوامر پادشاهانه از همه وجوه حاصل آمد، و حشمت ملک و هیبت پادشاهی در ضمایر دوستان و دشمنان قرار گرفت، و ذکر آن در آفاق و اقطار عالم شایع و مبسوط گشت. و اگر در تقریر محاسن نوبت این پادشاه دین دار و شهریار کامگار -که در ملک مخلد باد و بر دشمن مظفر-خوضی وشرعی رود، و فضایل ذات بزرگ و مناقب خاندان مبارک شاهنشاهی را شرحی و بسطی داده شود، غرض از ترجمه این کتاب فایت گردد، و من بنده را خود این محل از کجا تواند بود که ثنای دولت قاهره گویم؟ که
# - 2
اگر مملکت را زبان باشدی
انتخابشده - 3
ثناگوی شاه جهان باشدی
# - 4
ملک بوالمظفر که خواهد فلک
# - 5
که مانند او کامران باشدی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «بخش ۶ - ادامه ثنای پادشاه» است.