مصرع دوم · شماره 7
شناور شده ماغ بر روی آب
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
پسران بازرگان عظت پدر بشنودند و منافع آن نیکو بشناخت. و برادر مهتر ایشان روی بتجارت آورد و سفر دوردست اختیار کرد. و با وی دو گاو بود یکی را شنزبه نام و دیگر را نندبه. و در راه خلابی پیش آمد شنزبه درانب بماند. بحیلت او را بیرون آوردند، حالی طاقت حرکت نداشت، بازرگان مردی را برای تعهد او بگذاشت تا وی را تیمار می دارد، چون قوت گیرد بر اثر وی ببرد. مزدور یک روز ببود، ملول گشت، شنزبه را بر جای رها کرد و برفت و بازرگان را گفت: سقط شد.
# - 5
شنزبه را بمدت انتعاشی حاصل آمد. و در طلب چراخور می پویید تا بمرغزاری رسید آراسته بانواع نبات و اصناف ریاحین. از رشک اورضوان انگشت غیرت گزیده و در نظاره او آسمان چشم حیرت گشاده
# - 6
بهرسو یکی آب دان چون گلاب
# - 7
شناور شده ماغ بر روی آب
انتخابشده - 8
چو زنگی که بستر زجوشن کند
# - 9
چو هندو که آیینه روشن کند
# - 10
شنزبه آن را بپسندید که گفته اند:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «بخش ۱ - باب شیر و گاو» است.