مصرع نخست · شماره 10
چشمی که ترا دیده بود ای دلبر
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 7
چنان کس کش اندر طبایع اثر
# - 8
ز گرمی و تری بود بیشتر
# - 9
مقتون شده بود و البته نگذاشتی که دیگر حریفان گرد او گشتندی
# - 10
چشمی که ترا دیده بود ای دلبر
انتخابشده - 11
پس چون نگرد به روی معشوق دگر؟
# - 12
زن از قصور دخل می جوشید و برکنیزک بس نمی آمد که حجاب حیا از میان برداشته بود و جان بر کف دست نهاده. بضرورت در حیلت ایستاد تا برنا را هلاک کند، و این شب که زاهد نزول کرد تدبیر آن ساخته بود و فرصت آن نگاه داشته، و شرابهای گران در ایشان پیموده تا هر دو مستان شدند و در گشتند. چون هردو را خواب در ربود قدری زهر در ماسوره ای نهاد، و یک سر ماسوره در اسافل برنا بداشت و دیگر سر در دهان گرفت تا زهر در وی دمد، پیش ازانکه دم برآورد بادی از خفته جدا شد و زهر تمام در حلق زن بپراگند. زن برجای سرد شد. و از گزاف نگفته اند:
# - 13
جزاء مقبل الاست الضراط
#