کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 3

ولیک از دود او برجانش داغی

چهرهٔ نصرالله منشیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 1

    آورده اند که در ناحیت کشمیر متصیدی خوش و مرغزاری نزه بود که از عکس ریاحین او پر زاغ چون دم طاووس نمودی، و در پیش جمال او دم طاووس بپر زاغ مانستی

    #
  2. 2

    درفشان لاله در وی چون چراغی

    #
  3. 3

    ولیک از دود او برجانش داغی

    انتخاب‌شده
  4. 4

    شقایق بر یکی پای ایستاده

    #
  5. 5

    چو برشاخ زمرد جام باده

    #
  6. 6

    و در وی شکاری بسیار، و اختلاف صیادان آنجا متواتر. زاغی در حوالی آن بر درختی بزرگ گشن خانه داشت. نشسته بود و چپ و راست می نگریست. ناگاه صیادی بدحال خشن جامه، جالی برگردن و عصایی در دست، روی بدان درخت نهاد. بترسید و با خود گفت: این مرد را کاری افتاد که می آید، و نتوان دانست که قصد من دارد یا ازان کس دیگر، من باری جای نگه دارم و می نگرم تا چه کند.

    #