نثر · شماره 5
و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره در چشم بغداد می نماید. و راست بدان درودگر می مانی که بگفت زن نابکار فریفته گشت. ملک پرسید: چگونه؟
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
چون وزیر سوم این فصل بآخر رسانید وزیر اول که بکشتن اشارت می کرد گفت: می بینم که این زاغ شما را به افسون و مکر بفریفت، وا کنون می خواهید که موضع و حزم و احتیاط را ضایع گذارید. تاکیدی می نمایم، از خواب غفلت بیدار شوید و پنبه از گوش بیرون کشید. و در عواقب این کار تامل شافی واجب دارید، که عاقلان بنای کار خود و ازان دشمن برقاعده صواب نهند و سخن خصم بسمع تمییز شنوند، و چون کفتار بگفتار دروغ فریفته نشوند، و باز غافلان بدین معانی التفات کم نمایند و باندک تملق نرم دل در میان آرند واز سرحقدهای قدیم و عداوتهای موروث برخیزند. و سماع مجاز ایشان را از حقیقت معاینه دور اندازند تا دروغ دشمن را تصدیق نمایند، و زود دل برآشتین قرار دهند، و ندانند که
# - 3
صلح دشمن چون جنگ دوست بود
# - 4
که ازو مغز او چو پوست بود
# - 5
و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره در چشم بغداد می نماید. و راست بدان درودگر می مانی که بگفت زن نابکار فریفته گشت. ملک پرسید: چگونه؟
انتخابشده - 6
گفت:
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «بخش ۱۲ - حکایت زاهد و دزد و دیو» است.