نثر · شماره 1
بشهر سرندیب درودگری زنی داشت
شاعرنصرالله منشیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
بشهر سرندیب درودگری زنی داشت
انتخابشده - 2
بوعده روبه بازی بعشوه شیر شکاری
# - 3
رویی داشت چون تهمت اسلام دردل کافران وزلفی چون خیال شک در ضمیر مومن.
# - 4
والحق بدو نیک شیفته و مفتون بودی و ساعتی از دیدار او نشکیفتی، و همسایه ای را بدو نظری افتاد و کار میان ایشان بمدت گرم ایستاد. و طایفه خسران بران وقوف یافتند و درودگر را اعلام کردند. خواستکه زیادت ایقانی حاصل آردآنگاه تدارک کند، زن را گفت: من بروستاا می روم یک فرسنگی بیش مسافت نیست، اما روز چند توقفی خواهد بود توشه ای بساز. در حال مهیا گردانید. درودگر زن را وداع کرد و فرمود که: در خانه باحتیاط باید بست و اندیشه قماش نیکو بداشت تا در غیبت من خللی نیفتد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 1 از «بخش ۱۳ - حکایت درودگر و زن خیانتکارش» است.