کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 22

و هر روز میان ایشان زیادت رونق و طراوت می گرفت و دوستی موکد می گشت. و مدتی برین گذشت.

چهرهٔ نصرالله منشیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 19

    و در زیر آن درخت باخه ای نشستی و بسایه آن استراحت طلبیدی. روزی بوزنه انجیر می چید، ناگاه یکی در آب افتاد آواز آن بگوش او رسید، لذتی یافت و طربی و نشاطی در وی پیدا آمد. و هر ساعت بدان هوس دیگری بینداختی وبآواز تلذذی نمودی. سنگ پشت آن می خورد و صورت می کرد که برای او می اندازد. و این دل جویی و شفقت در حق او واجب می دارد. اندیشید که بی سوابق معرفت این مکرمت می فرماید، اگر وسیلت مودت بدان پیوندد پوشیده نماند که چه نوع اعزاز وا کرام می فرماید، و چنین ذخیرتی نفیس و موهبتی خطیر از صحبت او بدست آید. بوزنه را آواز داد و صحبت خود برو عرضه کرد. جوانی نیکو شنید و اهتزاز تمام دید و هریک ازیشان بیک دیگر میلی بکمال افتاد؛ و مثلا چون یک جان می بودند در دو تن و یک دل در دو سینه.

    #
  2. 20

    مثل المصافاه بین الماء و الراح.

    #
  3. 21

    هم وحشت غربت از ضمیر بوزنه کم شد و هم باخه بمحبت او مستظهر گشت.

    #
  4. 22

    و هر روز میان ایشان زیادت رونق و طراوت می گرفت و دوستی موکد می گشت. و مدتی برین گذشت.

    انتخاب‌شده