نثر · شماره 2
اگر بازگردی تا ساخته و آماده آیم نیکوتر.
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
گفت: بوزنگان را عادت است که چون بزیارت دوستی روند و خواهند که روز برایشان بخرمی گذرد و دست غم بدامن انس ایشان نرسد دل با خود نبرند. که آن مجمع رنج و محنت و منبع غم و مشقت است و باختیار صاحب خود بر اندوه و شادی ثبات نکند، و هر ساعت عیش صافی را تیره می گرداند و عمرهنی را منغص می کند. و چون بخانه تو می آمدم خواستم که انس دیدار تو بر من تمام شود. وزشت باشد که خبر ملالت آن مستوره شنودم و دل با خود نبرم، و ممکن است که تو معذور داری، لکن آن طایفه بد برند که «با چندین سوابق اتحاد دراین محقر مضایقت می نماید، و طلب فراغ تو در آنچه ضرری بمن راجع نمی گردد فرو می گذاری. »
# - 2
اگر بازگردی تا ساخته و آماده آیم نیکوتر.
انتخابشده - 3
باخه برفور بازگشت و بنجح مراد و حصول عرض واثق شد، و بوزنه را برکران آب رسانید، او بتگ بر درخت دوید. باخه ساعتی انتظار کرد، پس آواز داد. بوزنه بخند ید و گفت:
# - 4
ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی
# - 5
در شرط تو نبود که با من تواین کنی
#