مصرع دوم · شماره 18
که باشد مرا از تو روزی جدایی
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
و خردمند چون عنان اختیار بدست آورد و دواعی اضطرار زایل گردانید در مفارقت دشمن مسارعت فرض شناسد، و مثلا لحظتی تاخیر و توقف و تانی و تردد جایز نشمرد؛ هرچند از جوانب خویش سراسرثبات و وقار مشاهده کند از جانب خصم آن در وهم نیارد، و هراینه از وی دوری گزیند. هیچیز بحزم و سلامت از ان لایق تر نیست که تواز صیاد پرهیز واجب بینی و من از تو برحذر باشم. و میآن دوستان چون طریق مهادات وملاطفت بسته ماند و دل جویی و شفقت در توقف افتاد صفای عقیدت معتبر دارند و بنای مخالصت برقاعده مناجات ضمایر نهند. برین اختصار باید نمود که اجتماع ممکن نگردد و ا زخرد و رای راست دور باشد.
# - 16
گربه اضطرابی کرد و جزع و قلق ظاهر گردانید و گفت:
# - 17
همی داد گویی دل من گوایی
# - 18
که باشد مرا از تو روزی جدایی
انتخابشده - 19
چنین من گمان برده بودم ولیکن
# - 20
نه چونانکه یکسو نهی آشنایی
# - 21
بر این کلمه یک دیگر را وداع کردند و بپراگند.
#