مصرع نخست · شماره 5
دل را زوفا چرا بپرداخته ای؟
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
پس ثقت او بامانت شگال بیفروزد و زیادت اکرام و تربیت و معذرت و ملاطفت ارزانی داشت، و شگال را پیش خواند و گفت: این تهمت را موجب مزید ثقت و مزیت اعتماد باید پنداشت و تیمار کارها که بتو مفوض بوده ست برقرار معهود می داشت. شگال گفت:این چنین راست نیاید. ملک سوابق عهود را فروگذاشت و محال دشمنان را در ضمیر، مجال تمکن داد.
# - 3
آنی که ز دل وفا برانداخته ای،
# - 4
با دشمن من تمام در ساخته ای؛
# - 5
دل را زوفا چرا بپرداخته ای؟
انتخابشده - 6
مانا که مرا هنوز نشناخته ای!
# - 7
شیر گفت: از این معانی هیچ پیش خاطر نشاید آورد که نه در طاعت و مناصحت تو تقصیری بود و نه در عنایت و تربیت ما.
# - 8
قوی دل باش و روی بخدمت آر.
#