مصرع نخست · شماره 5
تو رنجه مشو برون میا از در خویش
شاعرنصرالله منشیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
سبک تگی که نگردد زسم او بیدار
# - 3
اگرش باشد بر پشت چشم خفته گذر
# - 4
و مستور بنزدیک کارایدون حکیم رفت. و چون بدو پیوست در تواضع افراط فرمود. حکیم شرط بزرگ داشت بجای آورد و گفت: موجب تجشم رکاب میمون چیست؟ و اگر فرمانی رسانیدندی من بدرگاه حاضر آمدمی، و بصواب آن لایق تر که خادمان بخدمت آیند.
# - 5
تو رنجه مشو برون میا از در خویش
انتخابشده - 6
من خود چو قلم همی دوم بر سر خویش
# - 7
و نیز اثر تغیر بر بشره مبارک می توان شناخت و نشان غم بر غرت همایون می توان دید. ملک گفت: روزی باستراحتی پرداخته بودم، در اثنای خواب هفت آواز هایل شنودم چنانکه بهریک از خواب بیدار شدم، و برعقب آن چون بخفتم هفت خواب هایل دیدم که براثر هریک انتباهی می بود، و باز خواب غلبه می کرد و دیگری دیده می شد. جماعت براهمه را بخواندم و با ایشان باز گفتم، تعبیری سهمناک کردند و موجب این حیرت و ضجرت گشت که مشاهدت می افتد. حکیم از چگونگی خواب استکشافی کرد، چون تمام بشنود. گفت: ملک را سهو افتاد، و آن سر با آن طایفه کشف نمی بایست کرد.
# - 8
که پدیده است در جهان باری
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «بخش ۷ - ملک را این سخن موافق آمد و بفرمود تا زین کردند. ...» است.